در بخشهایی از بازار ایران، مثل زرگری، املاک و بعضی پیمانکاریها، قرارداد به طلا بسته میشود: «۱۰ مثقال طلا تا آخر سال». اما بیشتر نرمافزارهای حسابداری فقط یک ارز میشناسند. نتیجه این است که طلب طلایی به تومان تبدیل میشود و بعد هر روز که قیمت طلا عوض شود، «مانده» همان فاکتور عدد دیگری میشود. دفتر دروغ نمیگوید، ولی راست هم نمیگوید.
واحد قرارداد را حفظ کنید
اصل ساده است: طلبی که به طلاست، به طلا بماند. اگر فاکتور ۱۰ مثقال است و مشتری ۳ مثقال داده، ۷ مثقال مانده است، مهم نیست قیمت طلا امروز چند است. تبدیل به تومان فقط برای گزارش و جمعها لازم است، نه برای اصل طلب.
سه چیزی که باید جدا باشند
- واحد فاکتور. فاکتور به هر واحدی صادر میشود: تومان، دلار، یورو یا مثقال طلا.
- نرخ روز صدور. برای گزارش، معادل تومانی فاکتور با نرخ همان روز ثبت میشود و بعد عوض نمیشود.
- پرداختها. مشتری ممکن است به تومان بپردازد. باید معلوم باشد این مبلغ در آن روز چند مثقال از طلب را تسویه کرده است.
چرا تبدیل پرداخت مهم است؟
فرض کنید طلب ۱۰ مثقال است و مشتری ۲۰ میلیون تومان میدهد. اگر قیمت آن روز هر مثقال ۲۰ میلیون تومان است، یعنی یک مثقال. اگر ماه بعد قیمت ۲۵ میلیون شده باشد، همان ۲۰ میلیون دیگر یک مثقال نیست؛ ۰٫۸ مثقال است. پس هر پرداخت باید با نرخ همان روز به واحد طلب تبدیل شود و از مانده کم شود. اگر چنین نشود، اختلاف نرخ بین دو طرف جا میماند.
در گزارشها چه ببینیم؟
دو نمای متفاوت کنار هم لازم است: مانده به واحد قرارداد («هنوز ۷ مثقال طلبکارید»)، و معادلش به ارز اصلی کسبوکار با نرخ امروز («حدود ۱۴۰ میلیون تومان»). اولی حقیقت قرارداد است و دومی کمک به برنامهریزی.
Ricordax فاکتور را به هر واحدی میپذیرد، حتی مثقال طلا. مانده به واحد خود فاکتور میماند و جمعها به ارز اصلی کسبوکار نشان داده میشود. برنامهٔ کسبوکار را ببینید.